

هوش مصنوعی که گاهی با اصطلاح هوش ماشینی از آن نام برده میشود، به توانایی رایانهها برای انجام فعالیتهای شناختی انسانی مثل یادگیری، حل مسئله، ادراک، تصمیمگیری، گفتار و زبان اشاره دارد. روانشناسی و هوش مصنوعی رشتههای مرتبط و نزدیک به هم هستند، اما به دلیل نگرش خاص سازمانها و مراکز تحقیقاتی گاهی ادغام این دو حوزه دشوار میشود. با این حال، واقعیت این است که این دو رشته اشتراکات زیادی دارند. در واقع، در شاخههای مختلف روانشناسی به بخش عمدهای از مفاهیم اولیه هوش مصنوعی به شکل غیرمستقیم اشاره میشود. این مسئله به ویژه در سرفصلهای روانشناسی تفکر (Psychology of Thought) به وضوح به چشم میخورد. همچنین در علوم کامپیوتر هنگام مطالعه دروس مرتبط با هوش مصنوعی معمولا به نظریههای شناختی به دفعات اشاره میشود. با اینحال، متاسفانه امروزه در تحصیلات دانشگاهی و حتا در مقاطع تحصیلات تکمیلی به ندرت شاهد سرفصلهای مشترکی هستیم که مرتبط با رشتههای دیگر هستند. البته حوزههایی مثل علوم اعصابشناختی وضعیت بهتری دارند و دروس آنها به لحاظ مفهومی یکپارچگی خوبی با یکدیگر دارند و بهطور کلی، تحقیقات در علوم شناختی معمولاً متخصصان حوزههای مختلف را گرد هم میآورد. بهطوری که در یک تیم علوم شناختی شاهد حضور متخصصانی از رشتههای علوم اعصاب، روانشناسی، هوش مصنوعی، فلسفه ذهن، رباتیک و غیره هستیم. مطمئناً هوش مصنوعی و روانشناسی یک محور مشترک دارند که درک فرآیندهایی است که منجر به رفتار هوشمندانه میشوند. در مورد روانشناسی، مطالعات روی انسان متمرکز است و ما در مورد فرآیندهای ذهنی صحبت میکنیم.
در مورد هوش مصنوعی، مطالعه روی ماشینها متمرکز است و ما در مورد پردازش اطلاعات صحبت میکنیم. در این زمینه دو دیدگاه کاملا متفات وجود دارد، دیدگاه اول بر این باور است که تفاوتهای بنیادین زیادی میان این دو مفهوم وجود دارد و شباهتها یا تشابهات چندان قابل توجه نیستند، زیرا یک انسان ارتباط چندانی با سیستم هوش مصنوعی ندارد. دیدگاه دوم بر این باور است که هوش مصنوعی بهشدت متاثر از خصلتهای انسانی است و بر همین اساس اگر از کارشناسان حوزههایی مثل روانشناسی در طراحی الگوریتمهای هوشمند استفاده شود، تفاوتهای بنیادین جای خود را به شباهتهای ملموس میدهند. بهطور کلی روانشناسی بر سه محور اصلی شناخت، عاطفه و رفتار متمرکز است. در نقطه مقابل در ارتباط با هوش مصنوعی ضعیف، ماشینها فکر نمیکنند. اگرچه اطلاعات را پردازش میکنند. اما احساس نمیکنند. اگرچه میتوانند احساسات را شناسایی کنند. رفتاری مشابه با انسانها را بهعنوان خروجی از خود نشان دهند، اما قابل قیاس با رفتار انسان نیست.
میتوان گفت که روانشناسی با ارگانیسمهای بیولوژیکی (معمولاً نوع انسان) سر و کار دارد، در حالی که هوش مصنوعی با سیستمهای شناختی مصنوعی سروکار دارد. اما در عمق هر دو مفهوم، با نگرشهای عمیق ذهنی و چالشهای یکسانی روبرو هستیم. هر دو عامل هوش زیستی و مصنوعی در تلاش برای سازگاری با محیط و حل مشکلات بهطور موثر حتا در شرایط عدم اطمینان و ابهام هستند. این همان ظرفیت نهفتهای است که هر دو گروه متخصصان هوش مصنوعی و روانشناسان به دنبال آن هستند تا به عامل زیستی و مصنوعی یاد بدهند.
بر مبنای این قیاس بین سیستمهای بیولوژیکی و مصنوعی هوشمند باید بگوییم که تحقیقات در هر دو رشته به دلایل زیر با یکدیگر مرتبط هستند:
دانش ذهن انسان میتواند به طراحی سیستم مصنوعی هوشمندتر کمک کند واستفاده از مدلهای محاسباتی میتواند به تحقیق در مورد عملکرد ذهن انسان کمک کند.
به عبارت دیگر، استفاده از الهام زیستی در هوش مصنوعی حاکی از آن است که طراحی برخی از سیستمهای مصنوعی بر اساس پویایی مشاهده شده در سیستم شناختی انسان یا گونههای دیگر است. در عین حال، فرضیههای مربوط به نحوه عملکرد ذهن انسان را میتوان حداقل تا حدی با استفاده از مدلهای محاسباتی مبتنی بر هوش مصنوعی آزمایش کرد. این تقارن بین «ذهن مصنوعی» و «ذهن طبیعی» تنها پیوند بین این دو رشته نیست. به عنوان مثال، از نقطه نظر کاربرد عملی احتمالی هوش مصنوعی در حوزه روانشناسی، احتمالات متعددی مطرح است.
پیادهسازی کارآمدتر سیستمهای هوشمند مبتنی بر بینایی ماشین.
آموزش بیان احساسات.
تشخیص موقعیتهای خطرناک برای سلامتی.
پیادهسازی کارآمدتر سیستمهای هوشمند مبتنی بر درک زبان طبیعی.
تشخیص زودهنگام مشکلات روانی.
تشخیص خودکار ویژگیهای شخصیتی.
پیادهسازی سیستمهای هوشمند مبتنی بر پردازش سیگنال صوتی.
شناسایی خصلتها و الگوهای رفتاری (فیزیولوژیکی).
تشخیص علائم اضطراب و افسردگی.
پیادهسازی سیستمهای هوشمند مبتنی بر تشخیص الگو بر اساس دادههای جمعآوری شده توسط حسگرها.
تشخیص خودکار رفتار یک فرد.
تشخیص خودکار سقوط، تصادف یا حمله (شبیه به حالتی که سیستمعامل iOS اپل دارد).
بد نیست بدانید که هوش مصنوعی در حوزههای مختلف روانشناسی مانند مدیریت استعداد، آموزش، رواندرمانی، عصبروانشناسی یا بهبود سلامت روان کاربردهای فراوانی دارد.
بدون اغراق باید بگوییم که تعامل نزدیک این دو رشته با یکدیگر فوقالعاده است. ادغام مباحث روانشناختی با هوش مصنوعی بهطور بالقوه میتواند تحول بزرگ عصر ما باشد، زیرا اخیراً علاقه به دنیای روانشناسی افزایش یافته است. با این توصیف و مواردی که به آنها اشاره کردیم، باید ببینیم آیا وزارت علوم برنامهای برای ارائه یک رشته جدید بهنام روانشناسی-هوش مصنوعی دارد یا خیر؟
برگرفت از وبسایت مجله شبکه
کنترل دما برای اتاق سرور یا سیستم کنترل و نظارت بر اتاق سرور

هنوز مدت زمان زیادی از تبلیغات گسترده وال استریت و سیلیکون ولی در مورد متاورس نمیگذرد که آنرا بزرگترین تغییر فضای مجازی و پیشرفت بزرگ حوزه فناوری توصیف میکردند. سوالی که از سوی شرکتهای سرمایهگذاری ارزهای دیجیتال مثل گریاسکیل یا گلدمن ساکس مطرح میشد این بود که آیا متاورس ظرفیت تبدیل شده به بازاری به ارزش میلیارد یا تریلیون دلار را دارد؟
گلدمن، بر این باور است که این ظرفیت بالقوه وجود دارد و متاورس با لحظه تاریخی و مهم در سال 2007 تشبیه میکند که استیو جابز از اولین آیفون رونمایی کرد و عملا بشریت به عصر وب 2.0 وارد شد. بسیاری بر این باور هستند که متاورس ظرفیت محقق شدن عملی و سریعتر وب 3 را دارد.
سرمایهگذاران اولیه که وارد قطار تبلیغاتی متاورس شدند، بدون شک به هر واژهای که با M آغاز شود دشنام میدهند، زیرا آنها به تلخی نظارهگر سقوط معاملات آتی شرکت بازی آنلاین Roblox به بیش از 16 درصد بودند که باعث شد بخش قابل توجهی از سرمایه و نقدینگی خود را برای همیشه از دست بدهند.
این تنها Roblox نیست که سرمایهگذاران را ناامید میکند. شرکتهای متاورسی در سال 2022 کاملاً غافلگیر شدهاند و شرکتهای مشابه دیگر نیز با شدت کمتری دچار افت سهام شدند. بهطور مثال، ارزش سهام Roundhill Ball Metaverse ETF به ارزش 15.3 درصد کاهش یافت. در همین حال، Nasdaq پس از رشد مناسب 1.8 درصدی در روز سهشنبه 26 بهمنماه، 13.5 درصد کاهش سهام را تجربه کرد.
بسیاری از شرکتهایی که روی بخشهای دیگر METV متمرکز بودند نیز شرایط بدتری را تجربه کردند. بهطوری که به شکل عجیب و قابل تاملی بسیاری از بزرگ این حوزه که در زمینه بازیها، سختافزار، چندرسانهای یا نیمه هادی فعال هستند و نقش مهمی در توسعه متاورس دارند شاهد سقوط سهام بودند. در جدول زیر این موضوع را مشاهده میکنید.
سامانه کنترل و مانیتورینگ دما و رطوبت را ابنجا بخوانیم

اجازه دهید کار را با شرکت متای مارک زاکربرگ آغاز کنیم. تصمیم زاکریرگ برای ورود همهجانبه به دنیای متاورس در سال گذشته و تغییر نام شرکت به متا نشاندهنده عصری جدیدی در فناوری مصرفکننده بود . یک دوره سه بعدی فراگیر برای افرادی که مایل هستند هدست واقعیت افزوده را روی سر خود قرار دهند و با کمترین دردسر میان تنظیمات مجازی مختلف سیر کنند.
جیمز تیرنی از شرکت AllianceBernstein در اوایل سال جاری به Fortune گفت که تغییر نام فیسبوک "نقطه عطف بازار" بود. این مدیر ارشد سرمایهگذاری رشد گفت: «مردم بعد از فیسبوک [در مورد متاورس] بهشکل جدیتری از آن استفاده میکنند».
زاکربرگ خود گفت که ظهور چشمانداز متاورس واقعی ممکن است یک دهه کامل طول بکشد، زیرا باید مشکلات بسیاری برطرف شوند که از آن جمله باید به غلبه بر موانع پهنای باند کم، تجهیزات نامناسب و تبلیغات لازم برای تشویق کاربران و شرکتها برای ورود به این حوزه اشاره کرد. با اینحال، سرمایهگذاران مشتاق به سمت خرید سهام متاورس هجوم آوردهاند و متا و سایر شرکتهای فناوری پیشرفته را در فصل پاییز ثروتمندتر کردند، اما اکنون شاهد سقوط آن سهمها هستیم و بازارهایی که ارزش سهام آنها بهیکباره افزایش چشمگیری پیدا کرد، اکنون در سراشیبی سقوط قرار دارند.
بهطور مثال، سهام متا تا به امروز تقریباً 35 درصد کاهش یافته است، زیرا تجارت اصلی این شرکت یعنی تبلیغات در معرض تهدید جدی است و سرمایهگذارانی که سرمایهگذاریهای سنگینی در این زمینه کردهاند، اکنون با دید تردید به متاورس نگاه میکنند.
اولین عرضه اولیه سهام متاورس
شرکت بازیسازی آنلاین Roblox که 11 ماه پیش سهام خود را به بازار عرضه کرد، به عنوان اولین شرکتی بود که عرضه اولیه سهام برای متاورس را آغاز کرد. این پلتفرم بازی آنلاین در بین نوجوانان بسیار محبوب است، بهطوری که امروزه در برخی کشورها افراد چند ساعت از وقت خود در طول روز را در این پلتفرم آنلاین سپری میکنند. در روز سهشنبه 26 بهمنماه، این شرکت سقوط بدی را تجربه کرد. بهطوری که ضرری بزرگتر از حد انتظار را تجربه کرد و باعث شد، مقدار پولی که بازیکنان Roblox در ارز مجازی این بازی که Robux نام دارد و در ارتباط با آواتارهای درون بازی خرج میشوند به یکباره با افت بدی روبرو شود. در زمان نگارش این مقاله، سهام Roblox در بازه قیمتی 61 دلار دادوستد میشوند.
سایر شرکتهای بزرگ در بازار متاورس؛ از سازندگان تراشه AMD و Nvidia گرفته تا شرکت Marvell Technology که در زمینه ساخت تخصصی تجهیزات سختافزاری مراکز داده به فعالیت اشتغال دارد، با میلیاردها دلار کاهش ارزش سهام بازار روبرو شدهاند (لازم به ذکر است که Marvell سهامی در Roundhill Ball Metaverse ETF ندارد.). بهطوری که اکنون شرایط بهگونهای در حال رقم خوردن است که سرمایهگذاران بهطور فزایندهای پول خود را از سهام در حال رشد این بازار خارج میکنند و به سراغ سهامهای با ثابتتر و با ارزش واقعیتر میبرند.
AMD، Nvidia و Marvell همگی در سال جاری با افت دو رقمی سهام خود مواجه شدهاند.
اگر سال نیمه دوم سال 2021 سال متاورس بود، نیمه اول سال 2022 ممکن است به عنوان نقطه شروعی برای افت محبوبیت متاورس تلقی شود.
برگرفته از مجله شبکه
بحران بزرگترین بازیگر موسیقی آنلاین
دنیایاقتصاد : اسپاتیفای پلتفرمی محبوب در جهان موسیقی، پادکست و ویدئو است که هرروزه به مخاطبان آن افزوده میشود. بهرغم رشد صعودی کاربران این برنامه، اسپاتیفای در روزهای گذشته با انتشار پادکستی ضد و نقیض در باب همهگیری کووید-۱۹ و علم واکسنها، مناقشهای بیسابقه میان ستارگان موسیقی و پزشکان ایجاد کرده و به صدر اخبار جهان تکنولوژی رسیده است.
داستان از جایی شروع شد که جو روگان، یک شخصیت اینترنتی محبوب که میلیونها نفر او را به خاطر اظهارنظرهای بیپرده اش دنبال میکنند، در پلتفرم اسپاتیفای علیه واکسن کووید موضعگیری تندی کرد. زمانی که روگان از سوی منتقدان به ترویج اطلاعات نادرست خطرناک متهم شد، واکنش شدیدی علیه او در فضای مجازی شکل گرفت و بسیاری اسپاتیفای را متهم شماره یک خواندند. اسپاتیفای که در ساختار خود قوانینی برای منع انتشار اطلاعات نادرست و خطرناک ندارد، امروز توسط برخی از کاربران پرمخاطب خود با فشاری سهمگین مواجه است.
پاسخ دیرهنگام مدیران اسپاتیفای
مدیر اجرایی اسپاتیفای در نخستین اقدام خود نسبت به اعتراضاتی که علیه انتشار پادکست ضد واکسن شکل گرفته بود، بیانیهای منتشر و در آن به اهمیت آزادی بیان تاکید کرد. در نهایت او قول داد ویژگیهای جدیدی را در این رسانه عرضه کند تا اطلاعات صحیحتر و باکیفیتتر تولید و منتشر شود. با این حال، واکنشها آرام نگرفتند و گروههای مدنی و فعالان حقوقی با به راه انداختن کمپینهای تبلیغاتی، شروع به تحریم کردن اسپاتیفای کردند و هشتگهای این بحث در شبکههای اجتماعی ترند شد.
چند روز بعد، مدیر اجرایی این کمپانی مجبور شد میان جلوگیری از فعالیت یک مجری محبوب و به تبع آن تحریک خشم طرفدارانش یا اینکه بهعنوان یک ناقض آزادی عمل به شمار آید، یکی را انتخاب کند.
پیش از این نیز این دست اتفاقات برای دیگر پلتفرمهای بزرگ رخ داده بود. فیسبوک و الکس جونز، توییتر و دونالد ترامپ، یوتیوب و پیو دی پای، نتفلیکس و دیو چاپل، پیش از این در موقعیتهای اینچنین قرار گرفته بودند و اکنون نوبت اسپاتیفای است. پس از اینکه روگان به تبلیغ اطلاعات نادرست در باب کووید-۱۹ متهم شد، گروهی متشکل از صدها متخصص پزشکی از اسپاتیفای خواستند که علیه انتشار اطلاعات نادرست در باب کرونا دست به کار شود. این متخصصان همچنین به سابقه نگرانکننده جو روگان در ترویج دروغگویی درباره این ویروس اشاره داشتند. با این حال اسپاتیفای از موضع خود کوتاه نیامد و واکنشی علیه روگان اتخاذ نکرد. در نهایت، دو اسطوره موسیقی راک، نیل یانگ و جونی میچل، هفته گذشته در اعتراض به تصمیم اسپاتیفای برای حمایت از روگان، آلبومهای موسیقی خود را از اسپاتیفای خارج کردند. همچنین برنه براون، یکی دیگر از مجریان محبوب در اقدامی اعتراضگونه بیان کرد که تا اطلاع ثانوی قسمتهای جدید پادکست انحصاری اسپاتیفای خود را منتشر نخواهد کرد.
دانیل اک، مدیر اجرایی اسپاتیفای در بیانیه دیگری گفت: «برای من مهم است که سانسور محتوا را پیش نگیریم.» درحالیکه اسپاتیفای از اقدام علیه روگان امتناع کرد، متعهد شد که هشدارهای مشاورهای در قسمتهای پادکست درباره کووید-۱۹ ارائه کند و شنوندگان را به سوی اطلاعات معتبر سلامت هدایت کند.
بحران منحصر به فرد
بهرغم شباهتهای ظاهری بین رسانهها، مناقشه روگان در اسپاتیفای از چند جهت با آنچه برای سایر پلتفرمها رخ داده، متفاوت است. برای مثال، اسپاتیفای تنها بستری است که پادکستهای روگان را منتشر میکند. این سرویس پخش، بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای حقوق انحصاری «تجربه جو روگان» در سال۲۰۲۰ پرداخت. این در حالی است که اسپاتیفای بیشتر درآمد خود را از طریق اشتراک کاربران بهدست میآورد. بنابراین بعید است که از مناقشه بر سر روگان آسیب مالی جدی ببیند مگر اینکه موجی از لغو حسابها وجود داشته باشد.
اتاق سرور هوشمند یا کنترل هوشمند اتاق سرور
اما این پلتفرم نگرانی دیگری نیز دارد: ستارگان. یک سرویس پخش موسیقی پیشرو مانند اسپاتیفای باید آهنگهای محبوب را در گنجینه خود داشته باشد، به این معنی که از نظر تئوری، نوازندگان با قدرتی که دارند، میتوانند تنها با تهدید به حذف آلبومهای خود، تغییراتی را در اسپاتیفای اعمال کنند. هرچند در عمل، این موضوع کمی پیچیدهتر است؛ چون بهطور کلی شرکتهای موسیقی تنها حقوق پخش را کنترل میکنند و در حقوق نوازندگان و هنرمندان دخالتی ندارد. اما همچنان این تهدید وجود دارد؛ چراکه اقدامات اخیر نیل یانگ و جونی میچل باعث الهامبخشی جمعی از هنرمندان شد تا آهنگهای خود را از اسپاتیفای بیرون کشیده و منجر به یک ریسک تجاری واقعی برای شرکت شوند.
تفاوت دیگر خود جو روگان است. او در درجه اول یک مصاحبهکننده است و بیشتر هیاهوها بر سر پاسخهایی است که او به میهمانانش میدهد. این امر گرچه عذری قابل قبولتر برای اسپاتیفای فراهم میکند، اما با این حال منتقدان بر این باورند که اظهارات جو روگان درباره کووید-۱۹ نیز مملو از اطلاعات مشکوک بوده است.
پایان خوش یا دومینوی اتهامات؟
سوالی که مطرح میشود این است که واکنشهای شکلگرفته علیه روگان چگونه پایان خواهد یافت؟ گفتنش کمی دشوار است. یک سناریو آن است که روگان از قرارداد خود با اسپاتیفای خارج شود و به یوتیوب و دیگر پلتفرمهایی که در گذشته نمایش او را پخش میکردند، برگردد. این سناریو شبیه رفتاری است که جونز و ترامپ در پیش گرفتند که در نهایت توییتر و فیسبوک چارهای جز بستن حساب آنها نداشتند. سناریوی دیگر آن است که روگان راهی را در پیش گیرد که فلیکس کیلبرگ در پیش گرفت. PewDiePie، هنرمند محبوب یوتیوب با نام اصلی فلیکس کیلبرگ، پیش از این به اظهارنظرهای نژادپرستانه متهم شد. کیلبرگ پس از اینکه برای مدت کوتاهی قهرمان جناج راست شد، از رفتارش عذرخواهی و کانال خود را بازبینی کرد و در نهایت راه خود را دوباره به این پلتفرم باز کرد. روگان هم میتواند بی سروصدا تسلیم شود، از قرارداد اسپاتیفای خود محافظت کند و از حاشیههای مشکوک به کووید عقبنشینی کند، بهگونهایکه به قیمت شهرت او بهعنوان یک مخالف تمام نشود.
گزینه سوم این است که کل مناقشه میتواند به سادگی از بین برود، مانند دعوای سال گذشته میان چاپل و نتفلیکس که پس از متهم شدن این کمدین به مخالفت با اقلیتهای نژادی در یک برنامه ویژه. این اتهامات با گذشت زمان، فراموش شد و عواقبی برای طرفین نداشت. این سناریو برای اسپاتیفای و مورگان نامحتمل به نظر میرسد. رابطه بین شخصیتهای رسانهای و شبکههایی که آثارشان را پخش میکنند، همیشه پر از تنش بوده است. اما در سالهای اخیر این رابطه بدتر از گذشته شده است، زیرا شرکتهای فناوری تشنه رابطه مستقیم با ستارگان محبوب برای محتوای خود هستند. از طرفی روابط بین شرکتها و کاربران نیز در حال تغییر است. کاربران با مشاهده سابقه واکنشها در چند سال گذشته دریافتهاند که فشار کافی میتواند یک شرکت فناوری را به انجام هر کاری وادار کند. آنها میدانند که قوانین شرکتها مبهم و بداههنگارانه است و آنچه غالب مدیران ارشد میخواهند، این است که مردم از فریاد زدن بر سر آنها دست بردارند.
دنیای اقتصاد :هنوز چند هفتهای از انتشار خبر مربوط به ورود گیماستاپ (GmaStop) به حوزه توکنهای غیرقابل معاوضه یا همان NFTها نمیگذرد که اکنون این شرکت از تصمیم خود برای همکاری با شرکت ایمیوتبل ایکس (Immutable X) برای راهاندازی بازار NFT در آینده نزدیک خبر داد. طبق آخرین شنیدهها، در اواخر سال جاری میلادی، این مارکتپلیس شروع بهکار خواهد کرد و کاربران میتوانندNFTهای مرتبط با داراییهای دیجیتال را برای استفاده در بازیهای مختلف خریداری کرده و به فروش برسانند.
گفته میشود که آیتمهای قابل خرید و فروش شامل املاک مجازی، سلاحهای موجود در بازیها و همچنین پوسته کاراکترها میشوند. ایمیوتبل ایکس مبتنی بر بلاکچین اتریوم است که استفاده از آن نیازمند مصرف برق قابلتوجه و کارمزد بالا برای معاملات است. با این حال، این پلتفرم مدعی شد که این نواقص از طریق ترکیب فروش چند NFT در قالب تراکنش اتریوم برطرف خواهند شد. این شرکت به همراه گیماستاپ امیدوارند که بتوانند با بودجه ۱۰۰ میلیون دلاری، توسعهدهنگان و فعالان حوزه بازی را به استفاده از این بازار جدید ترغیب کنند.
کنترل هوشمند اتاق سرور bms را اینجا بخوانیم
نتایج نظرسنجی صورتگرفته از سوی بیش از ۲۷۰۰ توسعهدهنده بازی نشان داد که ۷۰ درصد از آنها و استودیوهای بازیسازیشان تمایلی به NFT ندارند و ۷۲ درصد از پاسخدهندگان نیز علاقهای به ورود رمزارزها به بازیهای خود نشان ندادند. در این بین، تنها ۲۸ درصد از توسعهدهندگان اعلام کردند که تا حدود به NFTها علاقهمندند. در طی ماههای اخیر، برخی از استودیوهای بازیسازی و چهرههای شناختهشده صنعت بازی از تمرکز روی برخی پروژههای NFT خبر داده بودند که البته با واکنشهای منفی کاربران، از این موضع خود عقبنشینی کردند. شرکت یوبسافت برای نخستین بار در ماه دسامبر، NFTها را به بازی خود اضافه کرد. اما به نظر میرسد که نتوانسته نتیجه مورد انتظار را ببیند و فروش آن کند بوده است.
هفته گذشته، یکی از مدیران یوبیسافت عنوان کرد که اگر گیمرها بتوانند آیتمهای مجازی را به دیگران بفروشند، برایشان مفید خواهد بود، اما هنوز به اهمیت این موضوع پی نبردهاند. به هر روی، زمان نشان خواهد داد که آیا تلاشهای گیماستاپ برای سرمایهگذاری در این حوزه نتیجه خواهد داد یا خیر؛ اما فعلا شواهد امیدوارکننده نیستند.
شرکت آرس دیجیتا (ArsDigita) یک شرکت توسعه وب در آمریکا بود که در سال ۱۹۹۳ توسط فردی به نام فیلیپ گرینسپان تاسیس شد. از همان آغاز معلوم بود که این شرکت صرفا یک استارتآپ حوزه IT که توسط چند جوان مسلط به برنامهنویسی تاسیسشده باشد نیست چراکه در این شرکت گروهی از نخبگانی دورهم جمع شده بودند که شناخت بسیار خوبی از فرصتها و پتانسیلهای بازار نرمافزار و شبکه پیداکرده بودند و به همین دلیل هم بود که شرکت آرس دیجیتا توانست خیلی زودتر از بازیگران مطرح و مشهوری همچونای بیام، مایکروسافت و اوراکل وارد عرصههایی شود که جهشهای پیدرپی این شرکت را رقم زدند و توجه بسیاری از شرکتها در آمریکا را به آرس دیجیتا جلب کنند.
شرکت آرس دیجیتا در ابتدای فعالیتش جعبهابزارهای منبع باز پیشرفتهای به نام سیستم جامع آرس دیجیتا یا ACS تولید میکرد که در بازار تقریبا بیرقیب بود و به همین دلیل هم مشتریان پر و پا قرص و مشهوری همچون HP، AOL، Levi Strause، اوراکل و زیمنس برای استفاده از این محصول آرس دیجیتا صف کشیدند و کار شرکت بهسرعت رونق گرفت. درنتیجه، تا ماه مارس سال ۲۰۰۰، شرکت آرس دیجیتا رشد خوبی کرد و تعداد کارکنانش به ۸۰ نفر و درآمد سالانهاش هم به بیش از ۲۰میلیون دلار افزایش یافت.
با بزرگتر شدن آرس دیجیتا و افزوده شدن به تعداد مشتریانش، نیاز به افزایش سرمایه و توسعه کسب و کار شرکت بیشازپیش احساس میشد تا از طریق افزایش سرمایه امکان خدماترسانی به مشتریان رو به افزایش شرکت بهواسطه وقوع انقلاب دات کام و انفجار اینترنت فراهم شود و اینچنین بود که آرس دیجیتا به سراغ سرمایهگذاران جسور برای تزریق سرمایه جدید به شرکت رفت و این اولین و آخرین اشتباه بنیانگذار و مدیرعامل آرس دیجیتا یعنی فیلیپ گرینسپان بود چراکه از همان زمان به بعد مشکلات و گرفتاریهای شرکت شروع شد.
بلافاصله بعد از اعلام درخواست افزایش سرمایه از طرف آرس دیجیتا انبوهی از سرمایهگذاران و شرکتهای سرمایهگذاری جسورانه برای مشارکت در این افزایش سرمایه صف کشیدند که از بین آنها دو شرکت جنرال آتلانتیک وگری لاک توانستند در رقابت پیروز شوند و با تزریق ۳۵میلیون دلار به آرس دیجیتا بیش از ۳۰درصد سهام شرکت و دو کرسی از هفت کرسی هیاتمدیره این شرکت را در اختیار بگیرند. آنها خیلی زود شروع به دخالت در امور مدیریتی و سیاستگذاریهای شرکت کردند و چون درزمینه آی تی و حوزه تخصصی فعالیت شرکت دانش کافی نداشتند همهچیز را به هم ریختند و پس از مدتی هم فیلیپ گرینسپان را مجبور به کنارهگیری از مدیرعاملی کردند و فرد موردنظر خودشان را به مدیرعاملی آرس دیجیتا گماشتند و در سال ۲۰۰۰ هم با کنارهگیری دو نفر از اعضای هیاتمدیره شرکت، دو نفر دیگر که رابطه نزدیکی با سرمایهگذاران داشتند وارد هیاتمدیره آرس دیجیتا شدند و به این ترتیب این شرکت پیشرو و در حال رشد را به سراشیبی سقوط نزدیکتر کردند بهطوری که مشتریان پرتعداد آرس دیجیتا یکی پس از دیگری و به خاطر نارضایتی از خدمات شرکت از ادامه ارتباطشان با شرکت خودداری کردند. به دنبال نارضایتی مشتریان و بههمریختگی درونی شرکت، تعداد قابلتوجهی از کارکنان نخبه و مهندسان ارزشمند آرس دیجیتا نیز آنجا را ترک کردند و به ناگهان شرکت از نیروی انسانی کارآمدی که عامل اصلی جهشها و پیشرفتهای شرکت آرس دیجیتا بهحساب میآمدند خالی شد و همین خروج بزرگ باعث شد تا شرکت مسیر سقوط و نابودی را سریعتر طی کند تا اینکه در سال ۲۰۰۲ چراغ شرکت آرس دیجیتا در حالی که هنوز به دهسالگی نرسیده بود برای همیشه خاموش شود و سرنوشتی غمانگیز برای استارتآپی رقم بخورد که در ابتدا و به همت گروه زبدهای از مهندسان و متخصصان کار بلد توانسته بود خیلی سریع پلههای ترقی را طی کند تنها به خاطر ورود سرمایهگذاران بیدانش و زیادهخواه دچار سستی و سرانجام سقوط شود و به آنجا که باید میرسید نرسد. درسی که میتوان و باید ازآنچه بر سر آرس دیجیتا آمد آموخت این است که شرکتهای پیشرو و سرزندهای که در ابتدا توسط تیمی از افراد بادانش و کار بلد کارشان را شروع میکنند و بهواسطه چابکی و شناخت خوبی که از پتانسیلهای بازار و فرصتهای نهفته در آینده صنعت و بخشی که در آن فعالیت میکنند، دارند میتوانند مراحل رشد و پیشرفت را بهسرعت طی کنند هم باید در برابر وسوسه افزایش سریع و کورکورانه سرمایه از طریق جذب سرمایهگذاران مقاومت کنند و هم به دنبال افزایش سرمایه از درون باشند و این همان کاری بود که ماندگاران دنیای فناوری مانند فیسبوک و اپل و گوگل انجام دادهاند و از افتادن به دامان سرمایهگذاران زیادهخواه و بیدانش که فقط باهدف کسب سود و چند برابر کردن سرمایه خود اقدام به سرمایهگذاری در شرکتهای پیشرو و در حال رشد میکنند، خودداری کردهاند. به عبارت بهتر، تمام کسانی که قصد ورود به دنیای پرتکاپوی کسب و کار و راهاندازی استارتآپها را دارند باید علاوه بر داشتن ایدههای خلاقانه برای طراحی و تولید محصولات و خدمات نوآورانه و بهره بردن از فرصتها و پتانسیلهای موجود بهطور خاص برای مراحل بعدی کار و توسعه فعالیتهای خود نیز برنامه مشخصی داشته باشند تا در آینده مجبور نشوند شرکتی را که با تمام وجود بزرگ کردهاند به خاطر افزایش سرمایه به دست سرمایهدارانی بسپارند که در اغلب موارد بهجز کسب سود به هر قیمت ممکن به چیز دیگری نمیاندیشند.
خصوصیات سیستم مانیتورینگ و کنترل اتق سرور را اینجا بخوانیم
نمونه های پروژه های انجام گرفته را اینجا ببنیم
برگرفته از دنیای اقتصاد
شرکت پیشران صنعت ویرا با اساس نامه اتوماسیون صنعتی و کنترل ابزار دقیق و ساخت تابلوهای برق فشار قوی و ضعیف از سال 92 تاسیس گشت و ازهمان ابتدا در حوزه کاربرد ابزار دقیق در bms و سپس تولید و ساخت آنها قدم نهاد و در ادامه مسیر توانست با اتکا به تجربیات چندین ساله و استخدام نیروهای متخصص برق عملا جزو شرکتهایی باشد که محصولات قابل اتکایی با عناوین مانیتورینگ شرایط محیطی اتاق سرور -کنترلرهای دمای دیتا سنتر -دیتالاگرهای سردخانه و انبار -هشدار دهنده های دمای یخچال و فریزر و شمارشگرهای نمایشگاهی و فروشگاهی و تابلوهای برق متنوع با کاربردهای مختلف روانه بازار نماید در حال حاضر سیستمهای کنترل دما و رطوبت اتاق سرور این شرکت تنها سیستم مبتنی بر سخت افزار صنعتی plc-hmi در ایران است.