

چند وقتی است که در گزارشها میشنویم مایکروسافت مشغول مذاکره با توسعهدهندگان دیسکورد است تا این اپلیکیشن مکالمات صوتی را تحت تملک خود در آورد. وال استریت ژورنال گزارش کرده که مایکروسافت مشغول «مذاکرات انحصاری» بر سر خرید دیسکورد است و احتمالا قرارداد میان دو کمپانی طی ماه آتی میلادی نهایی شود. بنابراین با هدفی تازه برای مایکروسافت روبهرو هستیم، آن هم بعد از اینکه کمپانی ردموندی در خرید تیکتاک و پینترست شکست خورد. اگرچه اینها سه سرویس کاملا متفاوت از یکدیگر هستند، اما یک وجه مشترک دارند: جامعه کاربری وسیع.
مایکروسافت حاضر به پرداخت هزینههای کلان در ازای این سرویسها است چون بیرون از دنیای ایکس باکس، جامعهای متشکل از انبوه مصرفکنندگان ندارد، برخلاف رقبای بزرگش مانند گوگل، آمازون، فیسبوک و اپل. مایکروسافت دیده که گوگل چطور یوتیوب را خرید و آن را به بزرگترین پلتفرم پخش ویدیوی جهان تبدیل کرد، دیده که چطور آمازون توییچ را خرید و دنیای استریم بازیهای ویدیویی را تحت تصاحب خود درآورد، دیده که فیسبوک با خرید اینستاگرام و واتساپ چطور بر ارتباطات میلیونها نفر در سراسر کره خاکی کنترل یافت و دیده که چطور اپل با اپ استور خود بر جهان موبایلهای هوشمند حکمرانی میکند.
دیسکورد به مایکروسافت اجازه میدهد به جامعهای شامل ۱۴۰ میلیون کاربر فعال که شامل هزاران یوتیوبر برتر، تولیدکنندگان محتوا و گیمرها میشود دسترسی یابد. مایکروسافت میخواهد جامعه کاربران خودش را داشته باشد.
جامعهای مولد
«تولید محتوا، تولید محتوا، تولید محتوا - ۱۰ سال آینده به همان اندازه که راجع به تولید محتوا است، راجع به مصرف کردن و جامعه کاربران مصرفکننده نیز هست.» این را ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت طی ماه گذشته میلادی در مصاحبه با خبرگزاری بلومبرگ گفت. «اگر ۱۰ سال گذشته راجع به مصرف کردن بوده است -ما بیشتر خرید میکنیم، بیشتر به گشتوگذار میپردازیم و بیشتر به تماشای محتوا میپردازیم- باید در نظر داشت که روند تولید نیز پشت تمام این محصولات مصرفی بوده است».
«۱۰ سال آینده به همان اندازه که راجع به تولید محتوا است، راجع به مصرف کردن و جامعه کاربران مصرفکننده نیز هست»
نادلا در سال نخست به دست گرفتن سکان مدیریت مایکروسافت، به سرعت روی تولیدکنندگان و جوامع تمرکز کرد. یکی از نخستین خریدهای بزرگ او Mojang بود، استودیوی سازنده بازی ماینکرفت که میلیونها طرفدار سینهچاک دارد. نادلا ارقام بزرگ دیگری را نیز صرف خرید سایر جوامع کرده است. از یک سو خرید ۲۶.۲ میلیارد دلاری لینکدین را داشتیم و بعد هم مایکروسافت ۷.۵ میلیارد دلار در ازای گیتهاب پرداخت. گیتهاب یک هدف کلیدی برای به دست آوردن دل توسعهدهندگان و همینطور جامعهای بسیار بزرگ بود و لینکدین هم مایکروسافت را به شکلی عمیقتر به کسبوکارها متصل کرد.
مایکروسافت مشخصا در بازار مصرفکنندگان نیز به دنبال چنین جوامع مشابهی که به کمک تولیدکنندگان پیش رانده میشوند بوده است، اما روند خرید تیکتاک و پینترست آنطور که باید و شاید پیش نرفت. این غول تولیدکننده نرمافزار در جاهایی دیگر نیز شکست خورده است. دو سال بعد از اینکه نادلا مدیر عامل مایکروسافت نام گرفت، شرکت Beam خریداری شد و در نهایت با برندی تازه، تبدیل به سرویس استریم میکسر شد. مایکروسافت سعی کرد به رقابت مستقیم با توییچ بپردازد، اما به خاطر دسترسی به جامعهای کوچک از مخاطبان، در نهایت شکست خورد. به این ترتیب طی سال گذشته میلادی شاهد اتمام کار سرویس میکسر بودیم و مایکروسافت در عوض به گذار استریمرها به فیسبوک گیمینگ کمک کرد.
دیسکورد جامعهای بزرگ و فعال را در اختیار مایکروسافت خواهد گذاشت. این سرویس که عمدتا از سوی گیمرها مورد استفاده قرار میگیرد، اساسا هابی اجتماعی برای نسل Z به حساب میآید تا با دوستان خود در ارتباط باقی بمانند، خصوصا در جریان پاندمی کنونی. دیسکورد عمدتا از جوامع خصوصی تشکیل شده و در هر روز، ۶.۷ میلیون سرور فعال دارد. این جامعهای بسیار بزرگ است و ۷۵ درصد از کاربران دیسکورد، در جایی غیر از آمریکای شمالی زندگی میکنند.
۷۵ درصد از کاربران دیسکورد، در جایی غیر از آمریکای شمالی زندگی میکنند
دیسکورد ضمنا طی سالهای اخیر به ابزاری ضروری برای بسیاری از افراد تبدیل شده است. بسیاری از ما به صورت روزانه از دیسکورد برای برقراری ارتباط با دوستان و استریم بازیها استفاده میکنیم یا صرفا آن را جایی برای سپری کردن اوقات فراغت به حساب میآوریم. میلیونها نفر از فورتنایت هم برای سپری کردن اوقات فراغت و بازی کردن با یکدیگر استفاده میکنند و دیسکورد اصلیترین شریان ارتباطی همان افراد به هنگام تجربه بازی است.
دیسکورد ترکیبی عالی از قابلیت پیامرسانی Slack و چت ویدیویی Zoom است و به شکلی منحصر به فرد، به شما اجازه میدهد آزادانه وارد تماسهای صوتی شوید. نیازی به برنامهریزی برای برقراری تماس با دوستان یا ارسال یک لینک مخصوص برای آنها نیست. خیلی ساده همگی وارد کانال صوتی خود میشوید که همواره آماده به کار و باز است.
آژور و ایکس باکس
ابعاد مربوط به جامعه کاربری و تولید محتوا در خرید احتمالی دیسکورد از سوی مایکروسافت واضح هستند، اما این کمپانی در عین حال علاقهای مضاعف به اجرای سرویسهای عمومی بزرگ روی آژور دارد. این حوزهای است که مایکروسافت در آن از سرویسهای وب آمازون (AWS) عقب افتاده است. ضمنا موضوع زمانی جالبتر میشود که بدانید دیسکورد از گوگل کلاد قوت میگیرد. مایکروسافت و گوگل اکنون به خون یکدیگر تشنهاند و بنابراین مهاجرت دیسکورد به آژور، بردی بزرگ برای مایکروسافت در جاهطلبیهای ابریاش خواهد بود.
مایکروسافت اخیرا گذار ماینکرفت از سرویسهای وب آمازون به آژور را نیز نهایی کرد و سالها پیش Outlook برای iOS (که بخشی از خرید شرکت Acompli به حساب میآمد) را نیز از چنگ آمازون خارج کرد. به اجرا در آوردن پلتفرمی بزرگ مانند دیسکورد، تیکتاک یا پینترست روی آژور به نیروهای مارکتینگ مایکروسافت اجازه خواهد داد به شکلی آسانتر قادر به ترغیب کسبوکارها به استفاده به سرویسهای کمپانی ردموندی باشند.
مایکروسافت و گوگل به خون یکدیگر تشنهاند و مهاجرت دیسکورد به آژور، بردی بزرگ برای مایکروسافت در جاهطلبیهای ابریاش خواهد بود
فراتر از دنیای ابری نیز، دیسکورد پتانسیل زیادی برای کمک به رشد مایکروسافت دارد. دیسکورد طی سال گذشته میلادی به جمعآوری ۱۰۰ میلیون دلار پرداخت تا پایش را فراتر از گیمینگ صرف بگذارد و جوامع هنری، شبکههای ورزشی، کلوپهای مدرسهای و چیزهایی از این دست را نیز به خود جذب کند. تمام اینها مشابه همان کاری است که مایکروسافت میخواهد با Microsoft Teams به انجام برساند؛ خصوصا بعد از اینکه در دوران پاندمی، اسکایپ از Zoom شکست خورد.
البته که خرید دیسکورد به معنای انبوهی از سردردهای مرتبط با مدیریت محتوا برای مایکروسافت خواهد بود. دیسکورد طی سال گذشته میلادی تیمی تازه برای مقابله با محتویات نفرتپراکنانه تشکیل داد و از سوی دیگر در صدد بهبود برابری نژادی برآمد. مثل بسیاری دیگر از شبکههای اجتماعی، دیسکورد مجبور به مقابله با کاربران سمی، باتها و گروههایی بوده که از این سرویس برای هک، نفرتپراکنی سازمانیافته و دیگر فعالیتهای بدخواهانه استفاده میکنند.
دیسکورد البته در قیاس با توییتر، فیسبوک و یوتیوب، از مزیت خصوصی باقی ماندن محتویات و عدم نمایش آنها به بیشترین کاربران ممکن برخوردار است. مایکروسافت هم در مدیریت محتوا درون Xbox Live به تجربیات فراوانی دست پیدا کرده و طی سالهای اخیر قویا در پی مبارزه با رفتارهای سمی در دنیای گیمینگ بوده است.
اگر مایکروسافت در تلاش خود برای خرید این سرویس موفق شود، بدیهتا شاهد تلاقی مسیر دیسکورد و ایکس باکس با یکدیگر خواهیم بود. فیل اسپنسر، مدیر واحد ایکس باکس پیشتر به صحبت راجع به اهمیت دیسکورد به عنوان فضایی که «مردم در آن گرد یکدیگر میآیند تا راجع به بازیها صحبت کنند و به تماشای بازی کردن سایرین بنشینند» پرداخته است. میکسر باید چنین فضایی میبود، اما جامعه کاربری مورد نیاز وجود نداشت. خرید دیسکورد میتواند ادغام ایکس باکس، کامپیوترهای شخصی و دیسکورد را عمیقتر از همیشه کند؛ آن هم در زمانی که کنسولهای خانگی اساسا تبدیل به کامپیوترهای شخصی قدرتمند شدهاند.
این خرید میتواند ادغام ایکس باکس، کامپیوترهای شخصی و دیسکورد را عمیقتر از همیشه کند
اسپنسر برای مدتی طولانی از ایده «مکالمه مشترک» میان پارتی چت ایکس باکس و دیسکورد استقبال کرده است و بنابراین فرضی کامل منطقی است که مایکروسافت چنین قابلیتی را به محض خرید دیسکورد در اولویت قرار دهد. چنین ادغامی باعث میشود ایکس باکس حداقل در این حوزه جذابتر از پلی استیشن جلوه کند و نباید خرید ۷.۵ میلیارد دلاری شرکت Bethesda را هم از یاد برد که سرویس اشتراکی ایکس باکس گیم پس مایکروسافت را پر و پیمانتر از همیشه کرده است.
فراتر از تمام اینها، به نظر میرسد مایکروسافت آموخته که باید به شرکتهای زیر مجموعه خود اجازه دهد به صورت مستقل رشد کنند. اسکایپ مثالی عالی بر اینست که وقتی مایکروسافت سعی میکند یک سرویس پیچیده را با شبکه عظیم نرمافزارها و سرویسهای خودش ادغام کند چه اتفاقی میافتد. اما گیتهاب، لینکدین و موجانگ همگی عمدتا مستقل باقی ماندهاند. مایکروسافت دیسکورد را به خاطر جامعه کاربری گستردهاش میخواهد. بنابراین آخرین چیزی که به دنبال آن میگردد، عصبانی کردن این جامعه چند ده میلیون نفری است

نویسنده: Guy Raz مترجم: مهدی نیکوئی /برگرفته از کتاب: چگونه این (کسبوکار) را ساختم زمانی که رقابت در یک صنعت خاص شدید میشود یا شرکتی سلطه خود را بر بازار تثبیت کرده باشد، کسبوکارهای نوپا به راحتی قادر به ورود به بازار آنها نخواهند بود. در این شرایط، یکی از هوشمندانهترین استراتژیهای ورود، پیدا کردن یک بازار گوشهای خالی و سودده است. بهعنوان مثال، ممکن است کسبوکار جدید متوجه شود که گروهی از مشتریان خواستار محصولی متفاوت هستند و حاضرند برای آن پول بیشتری بپردازند؛ محصولی که تولید آن به دلیل کوچک بودن بازارش برای شرکتهای بزرگ صرفه اقتصادی ندارد. این بازار کوچکتر برای کسبوکارهای نوپا خالی از رقیب است و میتوانند خودشان تبدیل به رهبر آن شوند. اما راهکاری که مانوج بارگاوا، بنیانگذار شرکت آمریکایی نوشیدنی انرژی ۵ ساعته (۵-hour Energy) در پیش گرفت، تولید یک محصول کوچک بهجای تمرکز بر یک بازار کوچک بود.
اوایل سال ۲۰۰۳، بارگاوا که چند سالی از بازنشستگی در کسبوکار محصولات پلاستیکیاش میگذشت، یک فرصت سرمایهگذاری جدید میخواست. او با حضور در یک نمایشگاه محصولات غذایی طبیعی در خارج از لسآنجلس بهدنبال خرید یا مجوز تولید یک محصول باپتانسیل میگشت تا از درآمدهای فروش آن بهرهمند شود. در بازدید از نمایشگاه، با غرفهای مواجه شد که یک نوشیدنی انرژیزای جدید ۵۰۰ میلیلیتری تولید کرده بود. وجه تمایز این نوشیدنی جدید، اثرگذاری طولانیتر آن نسبت به محصولات موجود در بازار بود. بارگاوا که با این نوشیدنی، خستگی چندین ساعت جلسه و گفتوگو از تنش بیرون رفته بود و میتوانست به ادامه بازدیدش از نمایشگاه بپردازد، با خود فکر کرد: «شگفتانگیز است. میتوانم همین محصول را بفروشم.» سازندگان آن نوشیدنی مخالف بودند. همه آنها افرادی علمی با مدرک دکترا بودند و کارآفرین هندی ما برایشان «فقط یک تاجر ناچیز» به حساب میآمد. آنها از فروش اختراع خود یا حتی مجوز استفاده از فرمول تولیدیشان امتناع کردند. بارگاوا تصمیم گرفت نوشیدنی انرژیزای خودش را تولید کند.
او برایم توضیح داد: «نگاهی به برچسب محصول آنها انداختم و با خودم گفتم من میتوانم بهتر از این را تولید کنم. مگر چقدر سخت است؟» او با کمک دانشمندان شرکتی که دقیقا برای یافتن اختراعاتی مانند این مورد ایجاد کرده بود، ظرف چند ماه توانست به یک فرمول مشابه برای نوشیدنیهای انرژیزا برسد. اما مشخص شد که این اختراع، سادهترین بخش کار بوده است. سختترین فرآیند، عرضه آن در فروشگاهها بود. بارگاوا با خود فکر کرد: «اگر من یک نوشیدنی جدید تولید کنم، باید بر سر فضایی در یخچال فروشگاهها با نوشیدنیهای انرژیزای ردبول و مانستر بجنگم. همچنین باید با کوکاکولا، پپسی و ماءالشعیرها هم رقابت کنم. قطعا شکست خواهم خورد.»
شکست او به این دلیل حتمی بود که باید برای فضایی محدود در یخچال فروشگاهها رقابت میکرد. او درگیر رقابتی میشد که نهتنها تولیدکنندگان بازار گوشهای او بلکه تمام صنعت نوشیدنی در آن حضور داشتند. برخی از این رقبا، از بزرگترین شرکتهای جهان به شمار میرفتند. اگر شما مدیر یا مالک یک فروشگاه بودید، حاضر میشدید که قفسه نوشابههای رژیمی یا ماءالشعیرها را خالی کنید و بهجای آن یک نوشیدنی انرژیزای جدید بچینید که هیچکس نامش را نشنیده بود؟ (این موضوع را هم در نظر بگیرید که در سال ۲۰۰۳ هنوز بازار فروش نوشیدنیهای انرژیزا رونق نگرفته بود و دو شرکت بزرگ ردبول و مانستر همان بازار محدود را قبضه کرده بودند.) حتی اگر هم فضایی به محصول بارگاوا میدادید، بلافاصله با مخالفت غولهای بازار مواجه میشدید که به روشهای مختلف مثل حذف تخفیفها یا تحریم کردنتان شما را از تصمیمتان برمیگرداندند.
اینها موانع ورودی بود که بارگاوا متوجهشان شده بود. اگر او میخواست وارد بازار شود، باید راه دیگری پیدا میکرد. نکتهای به ذهنش رسید: «اگر من خسته باشم، چرا باید تشنه هم باشم؟» منظور او این بود که آیا واقعا برای احیای انرژی لازم است ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیلیتر از نوشیدنیهای بیش از اندازه شیرین موجود را خورد؟ از نگاه بارگاوا، مانند آن بود که شرکتهای داروسازی، قرصهای خود را در بستههای نیمکیلویی به بازار بفرستند. با خودش فکر کرد: «من بهدنبال اثرگذاری سریع هستم. نمیخواهم آن همه محصول خود را فشرده سازد و به جای ۵۰۰ میلیلیتر آن را در شاتهای ۵۵ میلیلیتر عرضه کند.
به سرعت همه چیز عوض شد. در کمتر از ۶ ماه، او یک طراح برای برچسبی متفاوت پیدا کرد و یک بطریساز هم از تواناییاش برای تولید بطریهای ۵۵ میلیلیتری خبر داد. بارگاوا راه فرار از رقابت را یافته بود. محصول او با نام انرژی ۵ساعته یک نوشیدنی نبود که ردبول و مانستر را به واکنش برانگیزد. همچنین با اندازه کوچک ۵۵ میلیلیتری، نیاز به نگهداری در یخچال یا خالی کردن فضایی بزرگ در قفسه فروشگاهها نبود. بهترین مکان برای آن، در باجه صندوق و کنار شکلاتها و سایر تنقلات کوچک بود. در این صورت، مشتریان فروشگاهها هم بیشتر آن را میدیدند و در توقف هنگام پرداخت، نظرشان جلب میشد.
بارگاوا میگوید: «به وضوح جای محصول ما کنار صندوق فروشگاهها بود؛ چراکه به جای یک نوشیدنی، عملا ویتامینهای مورد نیاز مغز را عرضه میکردیم.» در سال ۲۰۰۴، جیانسی (GNC) بزرگترین فروشگاه زنجیرهای ویتامین آمریکا تصمیم گرفت این محصول را در هزار شعبه خود عرضه کند. فرصت فوقالعادهای برای بارگاوا و محصولش بود. در جیانسی خبری از رقابت نوشیدنیها نبود و محصول جدید به نوعی مولتیویتامین محسوب میشد. از طرفی توزیع آن هم راحتتر از عرضه در تمام فروشگاههای غذایی بود. برای جیانسی هم این مزیت را داشت که مشتریان مجبور به مراجعه به شعبههای آن میشدند.
هفته نخست عرضه، فقط ۲۰۰ بطری از محصول به فروش رفت که به اعتراف بارگاوا وحشتناک بود. اما صبر او، تولیدکنندگان و فروشندگان باعث شد که ۶ ماه بعد، فروش هفتگی به ۱۰ هزار بطری برسد. از آن زمان، اوضاع به کام انرژی ۵ ساعته شد و ۹۳ درصد از بازار نوشیدنیهای انرژیزا را در دست گرفت. سلطه آن بر بازار فقط در برههای کوتاه به ۶۷ درصد کاهش یافت که تمام رقبا (کوکاکولا، پپسی، مانستر و ردبول) محصول مشابه ۵۵ میلیگرمی خود را تولید کردند ولی شکست خوردند.

مدیر موسسه آلرژی و بیماریهای عفونی آمریکا گفته که واکسن روسیه برای مبارزه با ویروس کرونا کاملاً موثر است.
به گزارش تابناک به نقل از فارس، «آنتونی فاوچی»، مدیر موسسه آلرژی و بیماریهای عفونی آمریکا گفت که دادههای مربوط به واکسن روسی «اسپوتنیکوی» او را به این باور رسانده که این واکسن برای پیشگیری از ویروس کرونا «کاملا موثر» است.
فاوچی درباره واکسن اسپوتیک وی گفت: «من برخی از گزارشها را بررسی کردهام. این واکسن، خوب به نظر میرسد.»
این در حالی است که وزارت بهداشت و خدمات انسانی در گزارش سالانه خود که در ماه ژانویه منتشر شد اعلام کرد روسیه را به تلاش برای توسعه نفوذش در قارههای آمریکا متهم کرد و گفت در صدد است برزیل را از صدور مجوز برای این واکسن منصرف کند.
فاوچی گفت فرصت بررسی واکسن ساخت چین را نداشته، اما این واکسن هم ممکن است همانند واکسن روسیه موثر باشد.
او اضافه کرد: «اما معتقدم که واکسن روسی، کاملاً موثر است.»
فاوچی چند ماه پیش گفته بود درباره کارآمدی واکسن روسیه تردید دارد. او مدعی شده بود دولت روسیه مجوز این واکسن را سریع صادر کرده است.
او در مصاحبه باای بیسی نیوز در آن زمان گفت: «من امیدوارم که روسها اثبات کرده باشند که این واکسن ایمن و کارآمد است. من به شدت در اینکه آنها این کار را کرده باشند تردید دارم.»
حدود دو هفته پیش حساب توییتری واکسن اسپوتنیک وی روسیه اعلام کرد کرد این واکسن با پیشی گرفتن از واکسن «فایزر»، از لحاظ کسب تأییدیه در کشورهای مختلف در جایگاه دوم قرار گرفته است.
در حال حاضر ۴۵ کشور جهان استفاده از واکسن روسی اسپوتنیک را مورد تایید قرار دادهاند. واکسن آسترازنکا که مورد تایید ۴۹ کشور جهان قرار گرفته در جایگاه نخست قرار دارد.
واکسن فایزر مورد تایید ۴۳ کشور قرار داشته و واکسن مودرنا نیز توسط ۱۹ کشور جهان تایید شده است.
محققان پیشتر اعلام کردند که نتایج آزمایشهای واکسن روسی اسپوتنیک وی نشان میدهد که این واکسن در مقابل جهشهای ویروس کرونا نتایج عالی ایجاد کرده است.
«ولادیمیر پوتین» رئیس جمهور روسیه پیشتر دستور داده بود تا تاثیرگذاری واکسنهای ساخت روسیه در برابر گونههای جدید ویروس کرونا مورد بازبینی قرار بگیرد.
«دنیس لوگونوف» معاون مرکز گامالیا که تولیدکننده واکسن اسپوتنیک است، گفت: «مطالعه اخیری که توسط مرکز گاملیا در روسیه انجام شده نشان میدهد که واکسیناسیون مجدد با واکسن اسپوتنیک V در برابر جهشهای جدید ویروس کرونا از جمله گونههای انگلیسی و آفریقای جنوبی، بسیار خوب عمل کرده است».
نتایج این آزمایش به زودی منتشر خواهد شد، اما این نخستین نشانه از عملکرد واکسن روسی در برابر گونههای جدید ویروس کرونا بوده است. جزئیات بیشتر درباره این موضوع هنوز منتشر نشده است.
نتایج پژوهشی که در ماه فوریه در مجله معتبر پزشکی لانست منتشر شد نشان میدهد واکسن اسپوتنیک وی از کارآمدی ۹۱ درصدی در مبارزه با کرونا برخوردار است.
کرونای جدید یکی از ۷ نوع ویروس شناخته شده «کرونا» است که باعث ایجاد بیماری در انسان میشود. ۴ گونه از این نوع ویروسها علائمی شبیه سرماخوردگی خفیف ایجاد میکنند و سه گونه دیگر باعث ایجاد بیماریهای حاد تنفسی میشوند که در مواردی به مرگ منجر میشود.
سازمان جهانی بهداشت بعد از ابتلای بیش از ۱۲۱ هزار نفر در سراسر جهان به این بیماری آن را «همهگیر جهانی» اعلام کرد.
مطالب مرتبط
جدول و زمانبندی واکسیناسیون نوزادان
کامل ترین سامانه کنترل زنجیره سرد واکسن
برنامه واکسیناسیون دامها و واکسن آنها
زنجیره سرد واکسن اسپوتنیک وی کرونا ویروس
جدول تغییرات دمای انکوباتور پزشکی
جدول تغییرات هدایت الکتریکی آب دیونیزه
واکسن کرونا چقدر در شیوع و مرگ کمتر موثر است؟
آنهایی که قبلا مبتلا شده اند چقدر واکسن میزنند

این روزها صحبت از «Clubhouse» کلابهاوس است، شبکه اجتماعی جدیدی که ارتباط کاربران با هم در آن فقط مبتنی بر صدا است و بر خلاف دیگر شبکههای اجتماعی که تعامل کاربران با هم مبتنی بر متن و تصویر است، در کلابهاوس نمیتوان کامنتی نوشت یا پیغامی برای کاربری ارسال کرد. این اپلیکیشن فضایی را ایجاد کرده که با استفاده از آن انگار در حال گوش دادن به یک کانال رادیویی یا پادکست بهصورت زنده هستید. در این اپلیکیشن یک کاربر میتواند یک اتاق مجازی ایجاد کند و با دعوت از دیگران درباره موضوع مشخصی گفتوگو کند یا کاربران میتوانند به اتاقهای ایجاد شده توسط دیگر کاربران بپیوندند و در گفتوگو مشارکت کنند. این نکته را هم باید درنظر گرفت که تعداد مشخصی از افراد در حال گفتوگو هستند و برای مشارکت در بحث باید دستتان را بالا بگیرید تا در نوبت صحبت کردن قرار بگیرید.
توجه کنید که کلابهاوس فعلا در دسترس کاربران اپل است و همانطور که در یادداشت قبلی اشاره کردم کاربران تنها با دریافت دعوتنامه از یکی از کاربران عضو در کلابهاوس میتوانند از این اپلیکیشن استفاده کنند. اما نسخه غیررسمی کلابهاوس برای کاربران اندرویدی در حال دست به دست شدن است. ابتدای کار با این نسخه غیررسمی به شما این هشدار نمایش داده میشود که «این نسخه غیررسمی است و ممکن است کلابهاوس حساب کاربری شما را ببندد و مسوولیتش با خود شماست!» همینجا توصیه میکنم که از نسخه غیررسمی هیچ اپلیکیشنی استفاده نکنید. در ادامه به چالشهایی درباره کلاب هاوس میپردازم که اطلاع از این موارد در کنار جنبههای مثبت آنکه در یادداشت قبلی به آنها اشاره شد میتواند دید کاملی در استفاده مناسب از این اپلیکیشن در راستای اهداف یک برنامه روابط عمومی ارائه کند.
اتاقها در کلابهاوس یک یا چند مدیر دارند که عملا فرصت گفتوگو را کنترل میکنند. کلابهاوس پلتفرمی است برای گفتن و شنیدن اما وسوسه جلوی میکروفن قرار گرفتن ممکن است دردسرساز شود. علاوهبراین ممکن است مدیر یک اتاق که از قضا سخنگوی یک سازمان، مدیرعامل یا... باشد توسط یک کاربر به چالش کشیده شود و موضوع شخصی شود. تصور کنید چند خبرنگار هم در این اتاق حضور داشته باشند. همین کافی است تا یک بحران ارتباطی شکل بگیرد. بهصورت کلی واحد روابط عمومی هر سازمانی برای استفاده ار کلابهاوس باید مستندها و دستورالعملهای لازم را آماده کند و در اختیار سخنگوهای سازمان خود که قرار است در اتاقهای کلابهاوس صحبت کنند قرار دهد. هر کاربری در اتاقهای کلابهاوس ممکن است حرفی بزند که بعدا پشیمان شود. الزامی ندارد که سخنگوی یک سازمان به هر انتقادی که میتواند خصوصی مطرح شود نه در یک فضای عمومی پاسخ دهد. هر اظهار نظری میتواند بدون اطلاع گوینده ضبط شود و برای همیشه باقی بماند.
کلابهاوس به سایر حسابهای کاربری کاربران در شبکههای اجتماعی اینستاگرام و توییتر دسترسی میگیرد و این اتفاق خوبی نیست. بخش اصلی تنظیم حساب کاربری در کلابهاوس اتصال حسابهای کاربری توییتر و اینستاگرام است. اگر بحرانی در کلابهاوس دامن سخنگوی یک سازمان را بگیرد هیچ تضمینی وجود ندارد که ادامه این بحران به شبکههای اجتماعی دیگر کشیده نشود. بهنظر میرسد کلابهاوس میتواند سکوی جدیدی باشد برای شروع یک بحران که پس از ورود به شبکههای اجتماعی دیگر راه به رسانههای جریان اصلی پیدا میکند. فراموش نکنیم که در دوره cancel culture در شبکههای اجتماعی زندگی میکنیم. شرایطی که در آن وقتی رفتار شما از نظر دیگران اشتباه باشد تمام اعتبار خود را از دست میدهید و صدایتان را ساکت میکنند. چهرههای بسیاری بودهاند که حرفه و آیندهشان تحت تاثیر واکنش کاربران به آنها در شبکههای اجتماعی به کلی تحت تاثیر قرار گرفته. فرهنگی که آزادی بیان را محدود میکند و نظرات مخالف را با حمله جمعی خنثی میکند. در چنین شرایطی دشوار میشود در یک شبکه اجتماعی که مبتنی بر صدا و ابراز نظر و عقیده است به راحتی فعالیت کرد و منتظر عواقب آن نبود.
از سوی دیگر بهنظر میرسد که گفتوگوها در کلابهاوس باید خصوصی باشند اما از قرار اینطور نیست. به موارد متعددی پیش از کلابهاوس میتوان اشاره کرد که یک فایل صوتی یا یک فیلم خصوصی لو رفته است. هستند کسانی که به این شکل حریم خصوصی دیگران را نقض کنند. از سوی دیگر صداها برای رسیدگی به شکایتهای احتمالی توسط کلابهاوس ضبط میشود. همچنین این اپلیکیشن به فهرست شماره تماسهای کاربران دسترسی دارد. انتقاد دیگری که درباره کلابهاوس این روزها از آن صحبت میشود گفتوگوهایی است که مصداق نژادپرستی هستند که قطعا چالش بزرگی برای این اپلیکیشن است. «ایوان نرمین» مدیرعامل آژانس بینالمللی روابط عمومی Red Banyan معتقد است کلابهاوس بهزودی میتواند محلی برای آسیب دیدن برند کسبوکارها و برندهای شخصی شود. بهنظر میرسد همچنان باید منتظر رشد سریع کلابهاوس بود. این اپلیکیشن رشد خیرهکنندهای در سال ۲۰۲۰ داشت و طبعا بررسی دقیقتر این فضا تا ماههای آینده میتواند تصویر روشنتری برای استفاده از آن ارائه کند.
برگرفته از دنیای اقتصاد
مطالب دیگر از همین دست
شرکت پیشران صنعت ویرا با اساس نامه اتوماسیون صنعتی و کنترل ابزار دقیق و ساخت تابلوهای برق فشار قوی و ضعیف از سال 92 تاسیس گشت و ازهمان ابتدا در حوزه کاربرد ابزار دقیق در bms و سپس تولید و ساخت آنها قدم نهاد و در ادامه مسیر توانست با اتکا به تجربیات چندین ساله و استخدام نیروهای متخصص برق عملا جزو شرکتهایی باشد که محصولات قابل اتکایی با عناوین مانیتورینگ شرایط محیطی اتاق سرور -کنترلرهای دمای دیتا سنتر -دیتالاگرهای سردخانه و انبار -هشدار دهنده های دمای یخچال و فریزر و شمارشگرهای نمایشگاهی و فروشگاهی و تابلوهای برق متنوع با کاربردهای مختلف روانه بازار نماید در حال حاضر سیستمهای کنترل دما و رطوبت اتاق سرور این شرکت تنها سیستم مبتنی بر سخت افزار صنعتی plc-hmi در ایران است.